۱ـ
ورزش موردعلاقه ي شما چيست ؟
۲ـ
درس مورد علاقه ي شما چيست ؟
۳ـ
تيم فوتبال مورد علاقه ي شما چيست ؟
۴ـ
بازي كامپيوتري مورد علاقه ي شما چيست ؟
۵ـ
چه سبكي از بازي هاي كامپيوتري را شما دوست داريد ؟
۶ـ
بازي تحركي مورد علاقه ي شما چيست ؟
سلام .
بازيكن محبوب شما در ورزش فوتبال كيست؟بازيكن هاي محبوب من كاكا![]()
هستند.

کاکا
و

و بازیکن محبوب شما کیست؟
سلام؛
چهارشنبه ماه آبان بود كه به اردوگاه شهيد چمران با مدرسه سماء 5 رفتيم در آنجا وقتي كه رسيديم به نظر جاذبه خيلي زياد شده بود.
پله هاي سنگي بسياري بود كه بايد از آنها بالا ميرفتيم و شيبهاي بسياري كه بايد از آنها پايين مييامديم كه ما بدون اختيار خود از آنها دوان دوان پايين مييامديم بعداز شيبها و بلنديها به اردوگاه خود رسيديم و وسايل خود را داخل گذاشتيم و به زمين بازي رسيديم.
آنجا من بدمينتون آورده بودم و در چمن بازي كرديم چند بار توپ ها بالاي درخت رفت و با راكت، جارو و خاكنداز پايين آورديمش.
يكي از راكت ها خراب شد. بعد از بازي منو دوتا از دوستام از آقاي صامي اجازه گرفتيم و به بوفه كه نزديك قله بود رفتيم با بيچارگي!!! و بعد در آنجا نسكافه خورديم و چند چيز ديگر هم خريديم. موقع پايين آمدن، باران نمنم در هواي آفتابي ميباريد و وقتي به پايين رسيديم دوباره بازي كرديم و يك دفعه باران گرفت و به نماز و ناهار رفتيم.
پايه اوليهاي سماء 5 به دو قسمت تقسيم ميشود 2/1 و كلاس ما 1/1 است. آن يكي كلاس از ما شلوغتر هستند و همهي معلمها هم اين رو ميگويند و باعث شد كه آقاي صامي زنگ بزندكه بيايند ما را ببرند اما معلمهاي ما او راضي كردند و از ما قول گرفتند كه ديگر شلوغ نكنيم. بعد هم بچهها رفتند توي باران بازي كردند و من و آقاي صامي و يكي ديگر از بچهها بعد از كمي بازي رفتيم نسكافه خورديم و بچهها پايين گل ياپوچ گروهي بازي كردند و بعد ما هم آمديم و بازي كرديم وآنها را برديم و بعد سوار مينيبوسها شديم و رفتيم و معلم انشاءِ ما آقاي پاپايي گفت: وقتي از كنارشان رد شديد بگيد باختن گريه نداره ! باختن گريه نداره !
ما هم يك صدا گفتيم باختن گريه نداره ! باختن گريه نداره!
و بعد هم من يك فرمول گل يا پوچ به دوستانم ياد دادم و در مدرسه به ما كه برديم جايزه دادن.
در اين اردو، به من خيلي خوش گذشت و اين موضوع هميشه در يادم ميماند.
ببخشيد از اين كه دير پست مينويسم ، به خاطر درسهام خيلي مشغولم.
راستي قراره ما اينترنت پرسرعت بگيريم. اگه بگيريم من ميتونم زودتر پست بنويسم.
سلام.
يكي دو روز ديگر مدرسهها شروع ميشوند. من يك كيف خريدم و كتابهايم روگرفتم و همين
طور دفترهام ولي اين سال همه چيز ديرتر و بدتر انجام شد چون مادرم در جاده ي ساوه در
حين رانندگي به يك ديوار بتوني برخورد كرد و پاش از سه جا شكست و چند بيمارستان گفتند
پاش بدجوري شكسته تا يك دكتر كه از آشناهاي دوست برادرم بود قبول كرد كه پاي مادرم رو
عمل كنه.
خلاصه من و خواهرم مجبور شديم با پدرم به خريد مدرسه بريم و چون بابام كم با ما براي
خريد وسايل مدرسه ميآمد درست خريد نكرديم در واقع وسايل ضروري مدرسه را خريديم و
فقط ميخواهم قبل از خداحافظي دعايي براي بچههاي فقير و يا بچههاي بيسرپرت كنم كه
درس خواندن را دوست دارن، الهي به آرزويشان برسند آمين.
راستي داشت يادم ميرفت من امسال بهكلاس اول ((راهنماي)) ميروم.
خداحافظ
‹‹ اولدوز ››
سلام.
دربارهي اولدوز:
اولدوز دختري بود كه داستان زندگي او در يكي ديگر از قصههاي آقاي بهرنگ خلاصه شده است. الدوز براي نوشتن داستان زندگيش توسط آقاي بهرنگ شرطهايي گذاشته بود:
1- بچههايي كه با ماشين مدل بالا به مدرسه ميآيند و بهبچههاي فقير پز ميدهند نبايد اين كتاب را بخوانند.
2- بچههاي سوسول هم نبايد اين كتاب را بخوانند و شرطهاي ديگر هم گذاشته بود.
به نظر من :
بچههايي كه اولدوز گفته كه داستانش رو نخونن هيچ عيبي نداره كه اين داستان رو بخونند. چونكه ممكن است آنها عوض بشوند و به اشتباه خود پي ببرند و نيز با خواندن داستان اولدوز با زندگي بچههاي فقير، سرگرميهاي اونها، دوستاي آنها، غم و شادي آنها آشنا ميشوند. و همچنين ياد ميگيرند كه با بچههاي فقير دوست شوند و بدون اينكه آنها بفهمند ، بعضي وقتها به آنها كمك كنند.
پدر اودوز مدت زيادي بود كه بيكار در خانه نشسته بود ودنبال كار ميگشت. اولدوز يك زنبابا هم داشت كه او را اذيت ميكرد. اولدوز دوست خيلي خوبي به نام ياشــار داشت كه بهمدرسه ميرفت.
اين داستان هم مانند ماهيسياهكوچولو خيلي قشنگ است.
من براي بچههايي مثل اولدوز يه پيام هم دارم:
وقتي اتفاقات سختي مثل آوردن سگ و زنداني كردن اولدوز در آشپزخانه برايشان ميافتد، نا اميد نشوند و بدانند كه هميشه راه نجاتي هست و از فكرشان استفاده كنند و براي نجات يافتنشون مثل اولدوز و ياشار تلاش كنند.
بدرود.
سلام .
ميخواهم بعد از مدت زيادي up كنم .
ميخواهم كمي از داستان ماهي سياه كوچولو كه برادرم تازگي ها برام خوانده توضيح بدم.
ظاهراً بيشتر بزرگترها اين داستان را خواندهاند.
نويسندهي اين داستان صمد بهرنگي است
ماهي سياه كوچولو در اين داستان با آنكه كوچك بود ترسي از مرگ نداشت و يكي ازحرفهاي مهم
ماهي سياه اين بود كه گفت: «مرگ خيلي آسان ميتواند الان به سراغ من بيايد; اما منتا ميتوانم
زندگي كنم نبايد به پيشواز مرگ بروم .
البته اگر يك وقت ناچار با مرگ روبرو شوم كه ميشوم ـ مهم نيست; مهم آن است كه زندگي يا مرگ من
, چه اثري در زندگي ديگران داشته باشد...»
به كساني كه اين كتاب را نخواندهاند پيشنهاد ميكنم آن را بخوانند.
من اينقدر از اين داستان خوشم اومد كه شب خواب آن را ديدم.
خواب ديدم كه ماهي سياه كوچولو با دوستهاي كوچكش برگشته.
روزي خدا تصميم گرفت تعويض فصلها را كاملا به عهدهي ننه سرما و عمو نوروز بگذارد. اين پيام توسط جبرييل به آن دو رسيد. درآن زمان عمو نوروز داشت به گل هايي كه به زودي قرار بود شكوفه بزنند آب ميداد چون قرار بود آنها به زمين بيايند. ننه سرما داشت ابر هاي زمستاني را كنار ميزد ولي با شنيدن اين خبر دست از اين كار برداشت. ابرهارا به هم زد تا باران بياد و با فوت هاي سردش آن ها را برف ميكرد. يك دفعه عمو نوروز فرياد زد نه گلهام ولي الان تقريبا بهار است. نـــــه نه نه نه نه نه نه ... و بعد عمو نوروز هم عصبي شد و او هم اشتباه ننه سرما رو انجام داد. آنها به هم فحش ميدادند وميجنگيدند مردم با هرلباسي ميخوا ستند بيرون ميآمدند يكي با پالتو يكي با مايو. چون فصلي درست وجودنداشت . كشيش ها وروحانيها دعا ميكردند. كاسبها ازكاسبي افتاده بودند و....... همه ازهم ميپرسيدند طرفدار كدام هستي ؟ شما چهطور. من هيچكدام تا زماني كه ميجنگند. ديگرصبر همه تمام شد خدا هم همين طور. يكدفعه خدا فرياد زد بسه نوبت بهار است وتمام خرابي هارو درست كرد و ازآن به بعد آن ها با هم درست كارميكردند .
داستان از فرشاد جديد.
سلام.
خواهر من تازگيها به كلاسي ميرود كه در آنجا انسان را به خود او نشان ميدهند.
خواهرم براي من اين طور تعريف كرد كه ؛
در اين كلاس انسان را جلوي خودش ميگذارند. تمام خوبيها و بديهاي شخص را به او نشان
ميدهند. و عكس هالههاي اطراف سر شخص را به او نشان ميدهند.
من به او گفتم كه اين كلاس خوب نيست.
چون انسان خودش بايد خود را بشناسد.
يك مثال:
من به برادرم بگويم تو بسيار عالي هستي و هيچ بدي نداري در صورتي كه خود او ميداند اين طور
نيست. يا اينكه بگويم تو برو موهايت را بلند كن تا زيبا شوي، اما از نظر خودش با موهاي كوتاه زيباتر و
خوشگلتر باشد .
اميدوارم كه شما بتوانيد خودتان ، خودتان را بشناسيد.
سلام .
يادمه كه دو يا يك هفته از امتحان تيزهوشان كلاس پنجم گذشته بود . زماني كه من و خواهرم در خانه تنها بوديم . مردي زنگ زد و خواهرم جواب داد. مرد گفت عزيزم بزرگترت هست ؟ چون خواهرم داشت از روي فون تلفن حرف ميزد ، من هم ميشنيدم و رفتم و خواستم صدايم را كلفت كنم تا اون آقا فكر كند كه من بزرگ هستم بعد پشيمون شدم و با صداي معمولي با او حرف زدم. آقاهه گفت: بزرگترت نيست؟ گفتم: نه . گفت: شما دانشآموز زرنگ ـ فرشاد ـ هستي؟ گفتم: بله . گفت: شما در آزمون تيزهوشان ما قبول شدي. داشتم از خوشحالي بال در ميآوردم.
او آدرس و تلفن را به من داد و گفت بايد براي ثبت نام فردا يا پس فردا بياي.
چند دقيقه بعد كه مادرم آمد ، قضيه را به او گفتم.
او گفت: نتايج را به اين زودي اعلام نميكنند و منظور اون آقا اين بوده كه براي كمك درسي تيزهوشان قبول شدي .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ما در تعطيلات عيد نوروز رفتم بوديم به سرزمين عجايب . اشتباهي شلوارم را برعكس پام كردم و به آنجا رفتم و بعد به پدرم گفتم كه من رو ببره دستشويي تا شلوارم را درست كنم . در راه برگشتن به خانه بوديم كه من فهميدم كارتهاي جوايز زيادي در جيب پشتم دارم كه اين قضيهي شلوار باعث شده بود كه نتونم از اونا استفاده كنم. ![]()
سلام.
اين بار دربارهي فضا نوشتم. من دوست دارم فضانورد شوم وستاره شناسي كه خود به فضا رود وكسب علم كنم من فضا را دوست دارم.
فضا بيپايان است و به همين دو علت من آدرس وبلاگم را فضاي بيپايان گذاشتهام.
ما انسان ها روي كرهيزمين درمنظومهي شمسي در كهكشان راه شيري زندگي ميكنيم . عطارد نزديك ترين سياره به خورشيد است آيا ميدانستيد كه هميشه نصف سياره عطارد هميشه يخبندان است ونيمي ديگر داغ و سوزان است ؟ اين واقعه به دليل نيروي جاذبهي خورشيد نسبت به آن سياره است نيروي جاذبهي بسيار موجب كم شدن سرعت چرخش اين سياره است.
بعد از آن زهره است و بعد مريخ كه برروي آن كره حيات دارد بهوجود ميايد. با پيدايش رود ها .
راستي ميدانستيد كه پلوتو به علت بينظمي درمنظومهي شمسي ديگر جزو منظومهي شمسي حساب نميشود چون جاذبه كمي از خورشيد به آن ميرسد. به همين دليل به هر شكلي كه بخواهد ميچرخد.
منظومهي شمسي يعني همه به يك جهت به دور خورشيد بچرخند.
البته كرهي ديگري كشف شده كه جزو منظومهي شمسي حساب ميشود.
در مشتري هر پنچ ثانيه يكطوفان صورت ميگيرد در اين كره گازها خيلي زياد است به اين دلايل كسي تابحال نتوانسته بر روي مشتري فرود بيايد وحياط بر روي مشتري امكان ندارد.
ارانوس اولين سيارهاست كه انسان آن را كشف كرده زحل هم جنسش از گاز و سنگ هاي يخ زده و يخ است .


